الفيض الكاشاني
411
ترجمة الحقائق ( فارسى )
آن است كه هريك مستقلّند يا بر سبيل مساوات و يا به تفاوت و به تعدّد هريك جزاى آن متعدّد مىشود ، خواه نيّت خيرى « 1 » باشد مانند داخل شدن مسجد از براى زيارت خدا زيرا كه مسجد خانهء خداست و در حديث نبوى وارد شده « 2 » : هركه داخل مسجد شود زيارت خدا را كرده . و سزاوار است بر كسى كه زيارت آن شده كه كرم نمايد به زيارت كننده « 3 » . و نيّت ديگر از دخول مسجد انتظار نماز باشد و اعتكاف در آن داشتن و از خلق منزوى بودن و مجرّد شدن از براى ذكر و ترك گناهان نمودن . و خواه نيّت شرّى باشد مانند نشستن در مسجد از براى سخنان باطل گفتن و ملاحظهء زنان نمودن و از براى افتخار و ريا « 4 » جدل كردن . و نيّت خير او مباح را عبادت مىگرداند مانند بوى خوش استعمال كردن در روز جمعه از براى اقامت بر سنّت و تعظيم مسجد و روز « 5 » و دفع آزار بوى بد از مردم كردن و به خوشبويى « 6 » مردم را خوشنود ساختن و راه غيبت « 7 » را بر مردم بستن . و بسيار مىباشد كه بر محض عبادت زيادتى مىكند مثل آنكه به آسايش مىخوابد و مزاح مباحى با زن خود مىكند از براى آنكه هرگاه داخل نماز [ m . a 95 ] شود نشاطى او را باشد . و اين نيّت بهتر است از نمازى كه در ملال واقع شود . و نيّت بد مباح را معصيت مىگرداند مثل آنكه بوى خوش استعمال مىكند از براى تفاخر نمودن به اظهار مالدارى و خود را زينت دادن از براى زنا . امّا نيّت اثرى در حرام نمىكند چنانچه شراب خوردن مباح نمىگردد به نيّت موافقت با برادران .
--> ( 1 ) . خيرى / s a چيزى ! ( 2 ) . a + كه . ( 3 ) . كننده / a كنندگان . ( 4 ) . a + و . ( 5 ) . a + جمعه . ( 6 ) . خوشبويى / s a خوشى بوى . ( 7 ) . غيبت / a غيب .